بنى آدم اعضاء يک پیکرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوى بدرد آورد روزگارد
دگر عضوها را نماند قرارادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
چراغی به دستم، چراغی در برابرم:
من به جنگ سیاهی می روم.
گهواره های خستگی
از کشکش رفت و آمدها
باز ایستاده اند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشان های خکستر شده را
روشن می کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
صبر سنگ
روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میکشت
باز زندانبان خود بودم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بیجیب خود نمیکردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
اهل كاشانم
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.
و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
هر انسانی کتابیست چشم به راه خواننده اش...
وقتی عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرود می اورد!
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟
گاه در صبر و سکوت قدرتی است که در بیتابی فریاد نیست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
مولانا جلال الدين محمد بلخي ؛ رومي؛ فرزند بهاالدين الولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشابور به زيارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدين « را ستايش كرد . وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هديه داد.
پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
ملک الشعراء بدرالدین بن عمر جامی از شاعران معروف قرن هفتم هجری قمری است . نسب او به جاجرم خراسان می رسد و تولدش در جاجرم اتفاق افتاد . تربیت وی در ادب و شعر ابتدا در خراسان صورت گرفته و سپس به خدمت استاد وقت خود بهاء الدین محمد بن شمس الدین محمد بن جوینی حاکم اصفهان و عراق رفت و از حمایت وی برخوردار گردید و ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
عمادالدين حسنی برقعی ، معروف به عماد خراسانی شاعر مشهور خراسان در سال ۱۳۰۰ و در مشهد به دنيا آمد و از دوازده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد, در جوانی "شاهين" تخلص می کرد. سپس تخلص " عماد" را برگزيد. او زندگی سراسر عاسقانهيی داشت و همين عشق و شوريدگی غزلهای او را بر سر زبانها انداخت. عماد يک بار در زندگیاش ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت. او از سال ۱۳۳۱ در تهران ساکن شد و تا آخر عمرش تنها زندگی کرد. «مهدی اخوان ثالث» که يکی از دوستان صميمی عماد بود در مقدمهيی بر کتاب «ورقی چند از ديوان عماد» شرح حال و زندگی کاملی از عماد را نوشته است که اين کتاب تاکنون بارها با همان مقدمه تجديد چاپ شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
رهي معيري، متخلص به «رهي» فرزند محمدحسن خان مويد خلوت در دهم اردبيهشت ما ۱۲۸۸ هجري شمسي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن خان چندگاهي قبل از تولد رهي رخت به سراي ديگر کشيده بود.
تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلي چند انجام وظيفه کرد و از سال ۱۳۲۲ رياست کل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر منصوب گرديد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
دكتر عبدالحسين زرين كوب در سال 1301 هجري شمسي در بروجرد ديده به جهان گشود . دكتر زرين كوب تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خويش به پايان برد .سپس در كنار تحصيل در دوره متوسطه به تشويق و ترغيب پدر كه مردي متشرع و ديندار بود ،اوقات فراغت را صرف فراگيري علوم ديني و حوزه اي نمود ،و ضمن تحصيل فقه و تفسير و ادبيات عرب،به شعر عربي هم علاقمند شد .گرچه تا پايان سال پنجم متوسطه در رشته علمي تحصيل مي كرد با اين حال كمتر كتاب تاريخ و فلسفه و ادبياتي بود كه به زبان فارسي منتشر شده باشد ،واو آن را در مطالعه نگرفته باشد . ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
رودکی، ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.
َ برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|
فريدون مشيري در سي ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جدپدري اش به واسطه ماموريت ادراي به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمد در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط فروزان و کوثر
|